تبليغاتX
سیری به سوی علوم - یک پارادوکس منطقی

سیری به سوی علوم

روش های محاسبات سریع و روشهای تند خوانی و تازه های مکانیک و...

یک پارادوکس منطقی

به درستي معلوم نيست كه اولين دفعه چه كسي اين پارادکس را ابداع كرد، ولي بنا به گفته‌ي کواين - قيلسوف علم مشهور - اين مساله قبل از سال 1940 بر سر زبان‌ها افتاده و دهان به دهان مي‌گشت و عموماً به صورت  مسأله‌اي تحت عنوان شخص محكوم به مرگ مطرح مي‌شد كه اكنون ما به شرح آن مي‌پردازيم:

در يك روز جمعه دادگاه شخصي را به مرگ محكوم كرد. قاضي به زندانيِ محكوم گفت:

ظهريكي از روزهاي هفته‌ي آينده حكم اعدام درباره‌ي تو اجرا خواهد شد، ولي ما آنروز را براي تو مشخص نخواهيم كرد و تو هرگز قبل از آن روز اطلاع پيدا نخواهي كرد و فقط شش  ساعت قبل يعني صبحِ روز اجراي حكم موضوع را به تو اطلاع خواهيم داد.

قاضيِ مذكور در همه‌ي عالم به ذكاوت و خوش‌قولي مشهور بود و هميشه دقيقاً به گفته‌ي  خود عمل مي‌نمود.

زنداني به همراهي وكيل مدافع خود به سلولش داخل شد و هر دو غمزده در گوشه‌اي به فكر  فرو رفتند. ناگاه وكيل مدافع با لبخندي پيروزمندانه سكوت را شكست و گفت:

اجراي حكم  قاضي امكان ندارد.

زنداني گفت:

من كه چيزي سردر نمي‌آورم. چرا؟

وكيل مدافع پاسخ داد:

اجازه بده تا درست برايت شرح دهم: مسلماًً آن‌ها روز جمعه  نمي‌نتوانند تو را اعدام كنند. به دليلِ اينكه اگر فرضاً بخواهند در روز جمعه‌ي  آينده حكم را اجرا نمايند. در اين صورت تو تمام روزهاي هفته و همچنين بعدازظهر  پنج‌شنبه زنده خواهي بود و چون فقط روز جمعه يعني يك روز ديگر به مهلت باقي مانده، بعد ازظهر پنج‌شنبه براي تو مسلم خواهد شد كه فردا يعني روز جمعه و تنها روز آخر  هفته ، حكم اجرا خواهد شد. در نتيجه تو روز اجراي حكم را يك روز پيش‌تر پيش‌بيني و  قبل از صبح جمعه از آن اطلاع حاصل كرده‌اي و اين موضوع نقض حكم قاضي بوده و گفته‌ي  او را بي‌اعتبار خواهد كرد.


زنداني گفته‌ي او را تصديق كرد.وكيل مدافع ادامه داد:

بنابراين روز جمعه‌ي آينده از فهرستِ روزهاي مهلت حذف و در  آن روز حكم غيرقابل اجرا است. و اما روز پنج‌شنبه نيز نمي‌توانند تو را اعدام كنند  چون در بعدازظهرِ چهارشنبه دو روز بيشتر به آخر هفته نمانده و چون روز جمعه از  فهرست حذف شد ، تنها روز پنج‌شنبه آخرين روز اجراي حكم مي‌باشد نتيجتاً بعدازظهر  چهارشنبه تو خواهي دانست در روز پنج‌شنبه كه آخرين روز امكان اجراي حكم است، تو را  اعدام خواهند كرد. اطلاع تو يك روز پيشتر از اجراي حكم مجدداً متناقض با حكم قاضي  است. بنابراين پنج‌شنبه نيز حكم غيرقابل اجرا است. چهارشنبه نيز امكان اجراي حكم  وجود ندارد چون جمعه و پنج‌شنبه حكم غيرقابل اجرا شد و فقط چهارشنبه آخرين روز  اجراي حكم تشخيص داده شد و تو كه بعدازظهر سه‌شنبه هنوز زنده هستي، اجراي حكم روز چهارشنبه را پيش‌بيني خواهي كرد و از آن اطلاع خواهي يافت.

در اين موقع كه زنداني از حالت غمزدگي بيرون آمده بود با لبخندي مسرت‌بخش گفت:

پس  به هر طريق مي‌توان گفت كه روز سه‌شنبه و سپس دوشنبه و بالاخره يك‌شنبه نمي‌توانند  مرا اعدام كنند و فقط فردا يعني شنبه باقي است. و اما فردا نيز اجراي حكم براي آنها غيرممكن است چون در اين صورت من امروز موضوع را  خواهم فهميد.


ملاحظه مي‌شود از لحاظ منطقي هيچ تناقضي در حكم قاضي جهت اعدام زنداني وجود ندارد  با اين وجود حكمش غيرقابل اجرا است. به دلايل بالا به نظر مي‌آيد كه حكم قاضي باعث نقض حكم خودش شده است، اگر حكم را  اجرا كند خلاف حكم خودش شده است، اگر حكم را اجرا كند خلاف حكم خود عمل كرده و اگر  اجرا نكند باز هم خلاف حكم خود رفتار نموده.


روايت ديگري از اين پارادکس  از يك اعلاميه‌ي فرمانده‌ي نظامي گفتگو مي‌كند كه در آن ذكر شده:

براي تمرين ، در يكي از شبهاي هفته‌ي آينده آژير خطر كشيده خواهد شد. شب تمرين در  شش بعدازظهر همان روز به اطلاع عامه خواهد رسيد و تا شش بعدازظهر كسي از شب موعود  مطلع نخواهد شد.


به ظاهر چنين به نظر مي رسد که خود اين اعلاميه ثابت مي‌كند كه تمرين هرگز انجام نخواهد گرفت. به زبان ديگر اجراي تمرين عملي نيست مگر اين كه به متن اعلاميه عمل نشود.
نظرِ شما چيست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 11:49  توسط انیشتین  |